دوشنبه, 22 ارديبهشت 1393 ساعت 14:20

نم نم قطره ی بارون

نم نم قطره ی بارون
روی گونه ی خیابون

توی دریای خیالت
میزنه موج پریشون

منتشرشده در شعر
چهارشنبه, 20 شهریور 1392 ساعت 11:16

فکر های شلوغ و پلوغ

صدای جیرجیرک ها میاید، همه جا تاریک شده، روی تخته سنگی نشست، در دلش چیزی مثل مار میپیچید و بالا و پایین میرفت. نفسش به سختی می آمد و دستانش میلرزید.

دستانش را مقابل صورت گرفت و به آنها نگاه کرد. با دقت، تک تک شیار های کف دست، تک تک بند های انگشتان، حتی پوست نازک زیر ناخن. به لرزش آن مینگریست و به آن شب فکر میکرد.

منتشرشده در متن

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.