اشک

دوشنبه, 02 بهمن 1391 ساعت 22:33

گاهی میشود گرد و خاک را با دمیدن از آینه زدود.
گاهی که گرد و خاک میماند، باید دستمالی هم به آن بکشی.

دوباره تازه میشود. خوبه خوب نور را منعکس میکند.

اما وقتی کار از کار گذشت، باید آینه ی دلت را با نم اشک بشویی.
هر چه اشکت زلال باشد، آینه ی دلت روشن تر میشود.

بعضی اشک ها روشن نیستند، تاریکند، گل آلودند... اما بعضی هایشان، خیلی صاف هستند، مثل آب سر چشمه

وقتی با اشک زلال، آینه ی دلت را شستی، تمام جانت رو نورانی میکند.

دلت با صفا میشود، مثل نون و پنیر و گردوی صبحانه، کنار پدر بزرگ، توی ایوان قدیمی.
با عطر خوب گل های یاس بالا رو، روی دیوار آجری. یا حتی بوی خاک نم خورده.
یک استکان چای قند پهلو، گوشه ی سینی.
شاید مادر بزرگ هم آمد، با چادر سفید گل گلی. مثل آن روز های صمیمی.

وقتی دلت با صفا شد، همه چیز با صفا میشود.
فقط باید دنبال چشمه ی زلال بگردی.

حسین شکرزاده

2 بهمن ماه 1391

تعداد بازدید 7032 دفعه

نوشتن دیدگاه


/component/jcomments/captcha/18147.html
تصویر امنیتی جدید

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.